غزل بانو

خرید بک لینک
هنوزم هرزمانی که به یاد ماه می افتمبه در می آیم از چاله، درون چاه می افتمتو یک ماه بلندی، من پلنگی زخمی ام بانوشده دست من از دنیایتان کوتاه، می افتمهمیشه گم شدن پیدا شدن را در گرو داردیقین دارم به آغوشت منِ گُمراه می افتماگرچه پای عشقت تا ابد چون کوه می مانمبدون دست های تو شبیه کاه می افتمحقیری مثل من را چه به این بالا نشستن هاشبیهِ تاجی از روی سرت ای شاه می افتمدلت لبریز عشقم بود و من با اینکه می گفتمکه از چشمان تو هرگز نمی اُفu200d...، آه! می افتمکاوه احمدزادهبرچسبها: ماه و پلنگ, کاوه احمدزاده, اشعار گلچین, هذیان عشق, شعر عاشقانه+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت 2:53 توسط ک غزل بانو...

ما را در سایت غزل بانو دنبال می‌کنید

برچسب: ماه,پلنگ, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:25

ای آنکه دعاهای شبم پشت سرت هستآیا تو هم از حال دل من خبرت هست؟با رفتنت آنقدر که تنها شدم انگارکه ایل و تبار و نَسَبم همسفرت هستهرچند که ازجسم تو اینجا اثری نیستدر خاطر من خاطرهٔ مُستمرت هستیادت نرود شعر خودم بال و پرت دادصد شاعر مشهور اگر در به درت هستاز چشم هوسرانِ کسی باک ندارمتا چادر گُلدار سفیدت به سرت هستبُن بست ترین کوچهٔ این عالمی ای عشقبیچاره تر از کاوه کسی رهگذرت هست؟!زندانی افکار نیاسوده ی خویشمای ظلمت شب هام خیال سحرت هست؟؟کاوه احمدزادهبرچسبها: ای آنکه دعاهای شبم, کاوه احمدزاده, شعر, اشعار+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 6:1 توسط کاوه احمدزاده | غزل بانو...

ما را در سایت غزل بانو دنبال می‌کنید

برچسب: آنکه,دعاهای,شبم, نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:25

دستی بنه از روی کَرَم بر ضربانمتا خون به.. به.. بیرون نزند از شریانمبا یاد تو از دور پُر از حرفم و حالابند آمده از دیدن روی تو زبانمکوتاه بکن فاصله ی لعنتی ام رابگذار به دستان تو خود را برسانمآنقدر که گفتم به فدایت بشوم تا...تردید نکن ؛ درد تو افتاده به جانمنفرین خداوند بر این ترس که نگذاشتتا ماشه ی این اسلحه ام را بچکانمهرچند رسیدن به تو رؤیاست ولیکنرؤیای قشنگی ست اگر زنده بمانمکاوه احمدزادهبرچسبها: ضربان, شریان, ماشه, اسلحه, بهترین اشعار ایران+ نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۶ساعت 15:1 توسط کاوه احمدزاده | غزل بانو...

ما را در سایت غزل بانو دنبال می‌کنید

برچسب: نفرین, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:25

از آن روزی که فهمیدم دلم پیش تو جا ماندهدهانِ زخمم [از بس که تعجّب کرده] وا ماندهخلأ کلّ وجودم را گرفته توی آغوششچونان کهنه سه تاری که غریب و بی/نوا ماندهبلاتکلیف و بی تابم ، شبیهِ تخته ای پارهکه از کشتی جدا گشته ست و بر دریا رها ماندهاگر آتش گرفتن سرنوشت شومِ پروانه ستخوشا بر حال آن کِرمی که توی انزوا ماندهقمار عاشقی کردن اگر سرمایه می خواهدهنوزم در وجود من پشیزی از وفا ماندهاز آنجا که نفس از سینه ام بیرون نمی آیدیقین دارم دل بیچاره ام در زیر پا ماندهکاوه احمدزادهبرچسبها: کاوه_احمدزاده, شعر_ناب, ازآن_روزی_که, اشعارعاشقانه+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۶ساعت 22:16 توسط کاوه ا غزل بانو...

ما را در سایت غزل بانو دنبال می‌کنید

برچسب: جامانده, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:25

شاعر : کاوه احمدزادهصدای در به گوش من چرا بیگانه می آید؟!بجز فکر و خیالت که کسی اینجا نمی آید!دلیل سر زدن های کبوتر باوفایی نیستفقط از روی ناچاری برای دانه می آید!توهّم میزنم گویا سرایت کرده در جانمصدای استکان هایی که از میخانه می آید!تو مثل رودی و هرگز به مبدأ برنمیگردیپرستو کَی سراغ لانه ی ویرانه می آید؟!هزاران بار اگر حتی بگویم «کاش او باشد»هزاران کاشِ بیهوده به این کاشانه می آید!شبیه شمع دارم از درون خویش میسوزماز اندوه بلایی که سرِ پروانه می آید!دراین شب های تنهایی به حال خویش میخندم!مگر کاری به غیر از خنده از دیوانه می آید!؟؟کاوه احمدزادهبرچسبها: صدای در, گوش, غزل های عاشقانه, غزل بانو...

ما را در سایت غزل بانو دنبال می‌کنید

برچسب: صدای, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:25

http://teleg.me/s/vJjAعاقبت دست از سرابِ عشق تو برداشتمتو نه آن بودی که عمری باخودم پنداشتمسنگ را اصلأ توان صلح با آیینه نیستبیشتر از ذات تو از تو توقع داشتمیاد آن روزی که پشت شیشه پرپر میزدیداشتی می مردی از سرما ولی نگذاشتممثل یک کودک اگر بازی نمی دادی مرااین همه رؤیا به روی هم نمی انباشتمآه! ای شاخه گُلِ با هر نسیمی رفتنیکاشکی جای تو خاری در دلم می کاشتمکاوه احمدزادهبرچسبها: عاقبت, داشتم, نگذاشتم, پنداشتم, سنگ+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶ساعت 22:53 توسط کاوه احمدزاده | غزل بانو...

ما را در سایت غزل بانو دنبال می‌کنید

برچسب: عاقبت,دست, نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:25

از نعمت سیلی که از این خانه گذشتهآب از سر این خانه ی ویرانه گذشتهدر خلوت ابریشمی ام هرکسی آمداز پیله ی من تا شده پروانه گذشتهبا خمره برای منِ دلخون شده پُر کنکار دلم از جرعه و پیمانه گذشتهآشفته شده موی تو آنقدر که کارشاز دست من و آینه و شانه گذشتهسوگند به پیچیدگی خال سیاهتنادم شده هرکس که از آن دانه گذشتهدیوانه مرا خواندی و من هیچ نگفتماز آنچه به روز منِ دیوانه گذشتههرچند حقیقی ست ولی رابطه ی ماآنقدر عجیب است از افسانه گذشته...کاوه احمدزادهبرچسبها: از نعمت سیلی, کاوه احمدزاده, شعرناب, افسانه, گذشته+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 2:2 توسط کاوه احمدزاده | غزل بانو...

ما را در سایت غزل بانو دنبال می‌کنید

برچسب: گذشته, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:25

من از وقتی که عقلم را به دستان دلم دادمدقیقأ از همان موقع به دام عشقت افتادماسیرِ کنج زندانِ جهانم دور از آغوشتبه آغوشم بکش یارا! که در بند تو آزادمپدر عمریست میگوید که دست از عشق بردارمنکردم گوش و هرگز هم نمیگویم به اولادممپرس از من چرا جز عاشقی چیزی نمیدانمکه غیر از «عشق ورزیدن» نداده یادم استادمبحُکمِ عقل ودل امشب بسویت جزر و مد داردچه رنجی میکشد بی تو وجود پُر از اضدادمکاوه احمدزادهبرچسبها: کاوه احمدزاده, شعرهای عاشقانه, بهترین اشعار, دام, استاد+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:15 توسط کاوه احمدزاده | غزل بانو...

ما را در سایت غزل بانو دنبال می‌کنید

برچسب: اضداد, نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:25

صفحه بندی